تبليغاتX
یکصد حامی جوان مهندس موسوی
(طرح 100حامی 100در 100 همراه حامیان مهندس موسوی در کهکیلویه و بویر احمد)
 
پوستر

 

پوستر

 

پوستر

|+| نوشته شده توسط در دوشنبه چهارم خرداد 1388  |
 
حامیان دولت نهم به یکی از سرداران مشروطه توهین کردند
تلاش‌های مشکوک برای ایجاد ناآرامی در آذربایجان و خدشه به وحدت ملی

حامیان دولت نهم به یکی از سرداران مشروطه توهین کردند

قلم - از آنجایی که از ابتدای حضور میرحسین موسوی در عرصه رقابت انتخاباتی، ناگفته رای استان‌های آذری‌زبان پیدا و مشهود بود، حامیان احمدی‌نژاد تمام تلاش خود را به کار بردند تا بتوانند با ایجاد تنش در این مناطق، درصدی از آرای موسوی را از آن خود کنند اما مکر آنها به خودشان بازگشت.

به گزارش خبرنگار قلم نیوز، پس از آنکه حامیان احمدی‌نژاد از جذب آرای مناطق آذری‌زبان ناامید شدند، تلاش کردند به بهانه انتشار فیلمی از سیدمحمد خاتمی، بخشی از آرای میرحسین موسوی را از آن خود کنند.

هفته گذشته سایت وابسته به یکی از نمایندگان مجلس هشتم و حامی سرسخت دکتر احمدی‌نژاد در خبری مدعی انتشار فیلمی از لطیفه گویی خاتمی شد که در آن به هموطنان ترک زبان اهانت شده است. بلافاصله پس از انتشار این خبر، فیلم مذکور به سرعت تکثیر شده و در مناطق ترک نشین با هدف ایجاد موج اجتماعی علیه موسوی توزیع شد.

این تلاش در حالی است که خاتمی در فیلم مذکور، لطیفه نمی‌گوید بلکه در نقد ترویج خرافه و دروغ در برخی روضه‌خوانی‌ها، مطلب یکی از روضه‌خوانان اردبیلی را نقل می‌کند.
از سوی دیگر حامیان احمدی‌نژاد ظاهرا فراموش کرده‌اند که میرحسین موسوی خود آذری است و برخی سخنان خود را به زبان ترکی بیان می‌کند و سابقه درخشانی هم در دفاع از حقوق قومیت‌ها دارد و جایگاه وی در این مناطق با چنین اقداماتی از دست نمی‌رود.

این تلاش‌ها با اقدام سایت قلم‌پرس که توسط حامیان دولت نهم اداره می‌شود، تکمیل شد و این سایت در اقدامی عجیب از پرچم پان‌ترکیست‌ها استفاده کرد ومدعی شد ترک‌زبانان به احمدی‌نژاد رای می‌دهند.

تلاش حامیان احمدی‌نژاد در آستانه سفر مهندس موسوی به تبریز از آن روست که در نظرسنجی‌ها به این نتیجه قطعی رسیده‌اند که کاندیدای آنها هیچ سهمی از رای آذربایجانات و مناطق ترک‌زبان ندارد. ظاهرا آنها بدون در نظر گرفتن منافع ملی درصدد برآمده‌اند تا به هر نحوی شده، در این مناطق نارضایتی عمومی، ناآرامی و تنش ایجاد کنند تا در سایه این تنش، شاهد حضور حداکثری مردم مناطق ترک‌زبان در انتخابات نباشیم؛ چه آنکه مقصود حامیان احمدی‌نژاد در غیاب حضور حداکثری مردم تامین می‌شود.

در ادامه برنامه‌های حامیان احمدی‌نژاد در ایجاد ناآرامی در آذربایجان، حجت‌الاسلام راهدار، استاد موسسه امام خمینی (ره) به نمایندگی از حامیان احمدی‌نژاد در مناظره‌ای با مرعشی در دانشگاه سهند تبریز، باقرخان - سالار ملی و از افراد موثر در مشروطه که نقش و رشادت‌های وی در تاریخ ایران انکارنشدنی است- را لات و قمارباز معرفی کرد.

او در این مناظره با توهین به باقر خان گفت: بر اساس یک سند تاریخی، وی یک لات قمارباز بوده و سر جلسه قمار هم کشته شده است!!

چنین سخنانی توهین‌آمیز در یک منطقه قومی که حساسیت‌های آن آشکار است و نمونه آن را در موضوع کاریکاتور روزنامه دولتی ایران به یاد داریم که چگونه تا چندین هفته، آزردگی خاطر و اعتراض شدید مردم این منطقه و همچنین دیگر مناطق را به همراه داشت، می‌تواند فقط با یک هدف باشد؛ ایجاد نارضایتی عمومی، ناآرامی و تنش و در نتیجه قهر از نظام و انتخابات.

البته امید است که این تحلیل اشتباه باشد و راهدار و همچنین عوامل توزیع وسیع آن فیلم با قصد ایجاد تنش این کار را انجام نداده باشند اما این قبیل اقدامات چه عمدی و چه سهوی باشد، خسارات غیرقابل جبرانی را به وحدت ملی وارد می‌کند.

آنچه از کنار هم گذاشتن این مسایل، دستگیر هر تحلیل‌گر بی‌طرفی می‌شود، این است که این اقدامات صرفا انتخاباتی است بدون توجه به تاثیرات منفی آن در حفظ منافع و وحدت ملی.

زمانی سخنان اخیر راهدار خطرناک‌تر می‌شود که وی در منطقه آذربایجان - که مردمی مذهبی و علاقه‌مند به آرمان‌های امام (ره) دارد- بحث عبور از امام خمینی (ره) و شهید مطهری را در همین مناظره مورد تاکید قرار می‌دهد.

راهدار در این مناظره بیان می‌کند: «باید از امام و شهد مطهری گذر کنیم. ما همان‌طوری که از مدرس گذر کردیم و به امام رسیدیم، باید از امام گذر کنیم و با منطق امام به کسی برسیم که همه امام را دارد به اضافه ده!».

البته آشکار است که چنین تلاش‌هایی از سوی مردم مناطق آذری نشین ایران به راحتی قابل درک است و آذری‌های ایران با حضور گسترده خود در انتخابات، تلاش‌های مشکوک برخی افراد را در راستای مخدوش کردن وحدت ملی نقش بر آب خواهند کرد.

اخبار رسیده از آذربایجان شرقی حاکی از آن است که مردم سرافراز این خطه در انتظار ورود میرحسین موسوی به شهرشان هستند تا با استقبالی بی‌نظیر، وحدت خود و آگاهی‌شان را به نمایش بگذارند تا سناریونویسان را ناکام بگذارند.

|+| نوشته شده توسط در دوشنبه چهارم خرداد 1388  |
 
ميرحسين موسوي:
دولت نهم دورنماي اقتصادي كشور را تيره كرده است
دولت نهم دورنماي اقتصادي كشور را تيره كرده است
يکشنبه ۳ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۱۲
Share/Save/Bookmark
۱ نظر
ميرحسين موسوي شنبه شب طي سخناني درجمع اقشار مختلف مردم اصفهان در مسجد سيد اين شهر، تاكيد كرد كه سياستي كه طي آن كشور اقتصاد ضعيف داشته باشد، توليد درمقابل بازارهاي خارجي تحقير شود و كشاورز نتواند محصولاتش را بفروشد، درجهت عظمت ايران نيست و مردم اين سياست را نمي‌خواهند.
مير حسين موسوي کانديداي رياست‌جمهوري دوره دهم از سياست‌هاي اقتصادي دولت نهم انتقاد كرد و با اشاره به مشكلات اقتصادي مردم به ويژه كارگران و كشاورزان، درعين حال بر لزوم حفظ عزت مردم در مواجه با اين مشكلات تاكيد كرد. 

ميرحسين موسوي در ادامه از آنچه آن را «افزايش بي‌رويه تعهدات دولت» مي‌ناميد انتقاد كرد و اين تعهدات را باعث تعطيل شدن پروژه‌هاي اساسي كشور و ايجاد مشكل براي دولت‌هاي بعدي خواند و گفت:«پرسش ما اين است كه دراين چند سال با صرف 300 ميليارد دلار چه كار بزرگي انجام داده و چه كار بزرگي آغاز شده و به ثمر رسيده؟ جز اين‌كه تورم 25 درصدي بر دوش مردم گذاشته‌ شده؟ خسته نمي‌شوم از اين‌كه بگويم 25 درصد تورم يعني 25 درصد كاهش قدرت خريد و امنيت، آموزش و سلامت مردم. تورم 25 درصدي يعني اعتياد و بداخلاقي و تيره شدن دورنما براي جوانان.»

موسوي تاكيد كرد:« حرف من بر سر تعطيلي بيش از 1500 كارخانه و به خاك نشستن كشاورزان و كارگران است.متاسفانه دروازه‌هاي كشور به قيمت نابودي بازارهاي داخلي، به روي كالاهاي خارجي باز است. از اين زاويه انتقادهاي جدي به دولت وارد است.»

ميرحسين موسوي گفت:« كشاورز اصفهاني در دوران جنگ حاضر بود فرزندانش را به جبهه بفرستد و بعد نه تنها چيزي نخواهد، بلكه خود را بدهكار نظام بداند، اما امروز كشاورزي كه مورد تهديد است و مي‌بينيد دولت به محصول او كه همه زندگي‌اش است بي‌اعتناست، آينده‌اش را تيره مي‌بيند و احساس مي‌كند اين سياست‌ها به عزتش لطمه وارد كرده است.»

موسوي گفت:« مردم هنگامي فداكاري مي‌كنند و از جانشان مي‌گذرند كه دورنماي روشني براي آينده داشته باشند. ما بايد همه با هم اين دورنما را روشن كنيم.»

موسوي در ادامه سخنانش به اهميت گردش آزاد اطلاعات اشاره كرد و آن را در جهان امروز يك حق براي مردم توصيف كرد و گفت:« مردم حق دارند دلايل سياست‌هاي اقتصادي را به درستي بفهمند. حرف ما اين است كه دولت اين اطلاعات را از مردم گرفته‌است.درسال‌هاي اخير بارها ديده‌ام مسوول در يك زمان اطلاعاتي مي‌دهد و در زمان ديگر اطلاعات متناقضي را مطرح مي‌كند و ظاهرا يادش مي‌رود كه مردم حافظه‌ تاريخي دارند؛ اگر اين مساله حل نشود مردم قدرت نقد درست دولت‌ها را نخواهند داشت.»

موسوي در ادامه سخنانش گفت:« بايد فضاي اميد را با تغيير گسترش دهيم. اگر دولت صداقت داشته باشد، گردش آزاد اطلاعات باشد و مردم احساس كنند سياست‌هاي درستي پي‌گيري مي‌شود، يقين دارم همه‌ ملت به چنين دولتي كمك مي‌كنند.»

رييس فرهنگستان هنر در بخش ديگري از سخنانش در جمع مردم اصفهان، اين شهر را هويت فرهنگي و تاريخي و آبروي فرهنگ ايران در جهان توصيف كرد و گفت:« اصفهان تنها براي مردم اصفهان مهم نيست، اصفهان شهري است تاثيرگذار و به‌حق پايتخت فرهنگي جهان اسلام نام گرفته است.»

نخست وزير دوران دفاع مقدس همچنين نقش اصفهان را در دوران جنگ تحميلي مهم خواند و گفت:«23هزار شهيد كه در ميان آنها خرازي‌ها، همت‌ها و قوچاني‌ها فراوان بودند در دفاع مقدس پايه‌هايي گذاشتند كه كشور هنوز درسايه امنيت سلحشوري آنهاست.»

موسوي گفت:« رزمندگان ما استقرار اسلام و ارزش‌هاي انساني را مي‌خواستند و به دنبال يك ايران پيشرفته، مستقل و آزاد بودند.»

موسوي در بخش ديگري از سخنانش با اشاره به اينكه ميراث عظيمي داريم و كشوري قابل احترام درجهان محسوب مي‌شويم،گفت:« با سياست‌هايي كه با ايجاد تنش، سوء ظن و ايجاد سر و صداهايي كه اثري ندارد همراه است، مخالفيم.هر سياستي كه معطوف به عظمت ايرانيان باشد مورد تاييد ملت و هر سياستي كه موجب توهين به كيان ملي باشد،محكوم است.»

|+| نوشته شده توسط در دوشنبه چهارم خرداد 1388  |
 
دولت موسوي به مطالبات زنان پاسخ مي دهد
دوشنبه ۴ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۲۳
Share/Save/Bookmark
۱ نظر
كلمه: زهرا رهنورد همراه و همرزم مهندس موسوي در گفت و گوي اختصاصي با كلمه از موضوع مطالبات زنان،‌خاطراتي از دوران فتح خرمشهر و دوران آشنايي و شاگردي دكتر شريعتي سخن گفته است.
اين گفت و گو را مي خوانيد:

سرکار خانم رهنورد با تشکر از وقتي که در اختيار ما قرار داديد،‌در سال‌هاي اخير حضور زنان را در عرصه‌هاي اجتماعي و مدني بسيار پر رنگ ديديم ولي اين نخستين بار است که يک خانم صاحب راي و نظر و سياسي را با اين حجم گستره فعاليت در حوزه سياست و انتخابات مي‌بينيم. احتمالا دوستداران شما با سابقه قلمي شما پيش از انقلاب و کتابي که راجع به حجاب زن مسلمان نوشته‌ايد آشنا هستند ولي در دوره اخير کدام انگيزه باعث پر رنگ شدن فعاليت‌هاي شما در حوزه سياست و ورود به عرصه انتخابات شد؟
 

من قبلا فکر مي‌کردم آقاي خاتمي مي آيند و وقتي آقاي خاتمي نيامد و موسوي پا به عرصه گذاشت فکر مي‌کردم که ديگران مسئوليت حمايت از موسوي را برعهده بگيرند. ولي اصولا من هر انتخاباتي را موسم تغيير و تحول مي‌دانم. در يکي از آخرين نوشته‌هايم بعنوان کسي که دغدغه‌هايي براي سعادت ملي و بويژه نقش زنان دارد بدون آنکه نقش حمايتي از آقاي موسوي داشته باشم در درجه اول بعنوان وظيفه کسي که شرايط و زمبنه تغيير را مناسب مي‌بيند و بايد آرمان هايي که مثل بغض در گلو و خوار در چشم بوده را پيگيري کند به تبيين دلايل حضور فعال همه از جمله زنان در انتخابات پرداختم. اين انگيزه کليدي ورود من به صحنه بود و همچنين اميد و انگيزه ايجاد تغيير و تحقق آرمان‌ها و نه حمايت صرف از يک کانديدا.

خانم دکتر! سابقه فعاليت شما در جنگ هم بسيار پر رنگ است. شنيده‌ام شما در ماجراي سوم خرداد و فتح خرمشهر هم حضور داشته‌ايد...
من در آنزمان اصلا در خود شهر خرمشهر بودم.

مايلم ماجرا را از زبان خود شما به طور تفصيلي بشنويم.
در زمان جنگ براي کارهاي تبليغي به جبهه مي‌رفتم. در آن موسم خاص به خانم هاي وزراي کابينه آقاي موسوي گفتم که دارم مي روم به منطقه اگر خواستيد بياييد و تقريبا نود درصد خانم‌هاي وزراي کابينه آقاي موسوي آمدند و با يک هواپيماي سي130 به منطقه رفتيم و در محل ديگر با اتوبوس به اطراف سفر کرديم. واقعا دوراني فراموش نشدني بود به جهت ايثار و فداکاري و جانبازان رزمندگان اسلام و نقش زنان. در واقع محيط بسيار دهشتناکي هم بود، زندگي زير باران گلوله در شهرهاي خالي و زيست در زيرزمين‌هاي تاريک و خواب دسته‌جمعي. زندگي خصوصي در آن زمان تماما تبديل به يک زندگي جنگي شده بود.

برجسته‌ترين تصويري که از زنان در آن مقطع جنگ ديديد و در ذهنتان ثبت شد چه بود؟
من در موقعيت‌هاي مختلف به خرمشهر رفته بودم. زمان اشغال و زمان آزادي و هرچه ديدم فداکاري و ايثار زنان بود.در زماني که شهر خالي بود و چند زن و دختر جوان و مادران و همسران جوان آنجا زندگي مي‌کردند و حاضر نبودند خاک وطن عزيز را ترک کنند. همه اينها در ذهن من ثبت شده و احساس ميکنم که بايد در برابر اين زنان زانو زد ولي در فتح خرمشهر که با همسران وزرا رفته بوديم شهر در حال آزادسازي بود. البته در همان زمان هم چون بمباران‌ها ادامه داشت در زير زمين‌ها زندگي مي‌کرديم، ما در آن جا کنار خواهران سپاهي بوديم و هرآنچه مي‌ديدم سلحشوري و مقاومت اتکا به شخصيت خود و ايمان به اسلام و دغدغه حفظ وطن عزيز با چنگ و دندان بود. يادم مي‌آيد مرحوم خانم علم‌الهدي، مادر شهيد علم‌الهدي براي ما برنامه زيارت و دعا را پيگيري مي‌کرد.

پس روحيه حضور و مشارکت شما در حوزه سياسي ميراث دوران جنگ است يا تحولات قبل از انقلاب و يا اينکه اين احساس و عزم در سرشت شما است؟
تاريخ کشور ما سرشار از حضور زنان نقش‌آفرين و حماسه ساز است. ما قيام تنباکو را با آن عظمت داريم. در مشروطه هم زنان حضور داشتند چه در اردوگاه راست و چه در جناح چپ به ويژه در دوران پهلوي. زنان با جهت‌گيري‌هاي فکري مختلف حضور داشتند تا به انقلاب اسلامي که ديگر حضور تنها زنان فرهيخته نيست بلکه يک حضور ميليوني است که امام خميني نيز با جمله «از دامن زن مرد به معراج مي‌رود» و «زنان پيشوايان ما بودند» بهترين توصيف را در اين باره نمودند. هيچ چيز نمي‌تواند مانند اين جملات حضور زنان ما را ثبت کند بنابراين پيش از پيشينه جنگ ما پيشينه تاريخي و انقلاب کبير اسلامي را داريم و من هميشه مي‌گويم که زنان هميشه حضور داشته‌اند. ولي بايد قلم و انديشه اي منصفانه اين حضور را ثبت مي‌کرد که هميشه انتظار اين را داشته‌ايم و کمابيش کساني نيز اين کار را مي‌کنند. من نيز در خانواده بزرگي زندگي مي‌کردم که همه آن‌ها در يک حياط زندگي مي‌کردند و خانواده اي بود که سالار خانواده مادربزرگ بود و در آن محيط ده‌ جور نوع فکر وجود داشت که همه دائما با يکديگر بحث مي‌کردند. ضمن اينکه صبغه هنري نيز در اين خانواده زياد بود و پدر بزرگ نيز خط زيبايي داشت و ديوان حافظ و قرآني را که به خط نستعليق نوشته است هنوز هم وجود دارد. بنابراين محيط زندگي من ترکيبي از سياست و هنر بود و محيطي سنتي که به شدت هم به مدرن شدن خودش پايبند بود. در آن محيط افکار من بطور طبيعي شکل مي‌گرفت و من ناظر تمام اين گفت‌وگوها بودم و گوش بزنگ بودم که کدام ديالوگ زيباتر است. يکي از مزدک مي‌گفت و مي‌ ديدم چقدر زيبا و مساوات طلب است، يکي از اسلام مي‌گفت و مي‌ديدم چه با شکوه است تا اينکه پدرم که استاد دانشگاه جنگ و از عشاير بروجرود و آزاديخواه بود يک مستشار آمريکايي را مي‌زند و در نتيجه گرفتار مشکلاتي شد که رژيم شاه برايش درست کرد. زمانيکه ديپلم گرفتم نمي‌خواستم به دانشگاه بروم فکر مي‌کردم که بايد بروم داخل مردم فقير و به آنها خدمت کنم و آگاهي‌هايي را به آنها بدهم. سال اول فوري رفتم تربيت معلم درس خواندم و معلم شدم و در جنوب شهر که آن موقع قبرستاني به نام مسگرآباد بود که يادم هست دختر بچه‌اي بودم که آنموقع تا مي‌رفتم به مدرسه که داخل قبرستان بود برسم به خاطر اينکه از مرده‌ها مي‌ترسيدم خيلي مي‌لرزيدم و فکر مي‌کردم مرده‌ها دارند دنبالم مي کنند.ولي چون آرماني داشتم مي‌رفتم و درس مي‌دادم از کلاس اول دبستان تا دکتري را درس داده‌ام و از نوزده سالگي معلم بوده‌ام. بلافاصله در مدرسه پرونده براي بچه‌هاي محروم درست کردم و روحيه مبارزاتي من را آن منطقه خيلي قوي کرد و وقتي شاگردان خود را مي‌ديدم که فقير و دردمند هستند فهميدم که هر جايي که فقر وارد مي‌شود همه چيز را از بين مي‌برد وارد دانشگاه تهران که شدم در بحبوحه سرو صداها بود که ملي‌گراها،‌مذهبي‌ها و کمونيست‌ها دائم فعاليت داشتند و من هم بعنوان يک آدم بدون ايدئولوژي فعاليت مي‌کردم و در هر تظاهرات مبارزه آميز و مخالفي همراه مبارزان بودم چون ايدئولوژي نداشتم و موج اسلامگرايي که بلند شد مرا جذب کرد. البته ورود من به دنياي اسلامگرايي از مطالعات زيبا شناسي هنري شروع شد و همين در واقع کليد ورود به دنياي اسلام بود و موج اسلامگرايي به شدت مرا جذب کرد. فعاليت خود را با حسينيه ارشاد و دکتر شريعتي شروع کردم و به کلاس‌هاي مطهري نيز در دانشگاه شهيد بهشتي مي‌رفتيم. با دکتر شريعتي شروع کردم و جزو حلقه شاگردان نزديک وي که 8 نفر بوديم من و آلادپوش و آقاي نجفي و موسوي و داريوش ارجمند و ميناچي و ديگران بوديم که در اين حلقه ايشان به من و موسوي اهميت خاصي مي‌داد و به من اهميت بيشتري. چرا که مي گفت چطور يک دختر دانشجو که البته آنزمان ازدواج کرده بودم اينگونه است. نخستين کار من نمايشگاه نقاشي کودکان بود که آنرا بهانه قرار دادم تا در بروشور نمايشگاه انديشه‌هاي خود را مطرح کنم.در آن زمان ديگر روسري سر مي‌کردم و وارد حسينيه مي‌شدم و به اسلام جذب شده بودم. دکتر شريعتي گفت اينجا نمايشگاه بگذارم و من نمايشگاه انسان جهان سوم و ايده‌آل‌ها را گذاشتم که کارهاي چاپي با تکنيک عکاسي بود که هر دو دنيا را نشان مي‌دادم فرياد و انهدام و تجزيه جهان سومي‌ها و ايده‌آل‌هايي که مي‌توانستند داشته باشند و ايده آل‌هاي من در واقع و دنياي مساوات طلبانه و عرفاني که در نقش‌هاي فرش است را کشف کرده بودم و آنرا پياده مي‌کردم.

از دکتر شريعتي جمله خاصي مدنظرتان هست که در تمام دوران فعاليت‌هاي‌تان روبرويتان باشد؟
ببينيد آنچه که در مورد شريعتي مي‌توانم بگويم و خيلي مرا تکان داد اين بود که وي ما را از خودش نراند. من در مقطعي که ايشان را شناختم علاقمند به اسلام شده بودم ولي ايدئولوژي نداشتم پوششم هم پوشش اسلامي نبود البته لباس بلند مي‌پوشيدم و روسري سرم مي‌کردم و داخل مي‌شدم شنيدم استاد مطهري هم گفته بود که بگذاريد زنان داخل بيايند حالا اگر چادر هم نداشته باشند عيبي نداره.من معتقدم شريعتي ريسک کرد و ما را پذيرفت و سرمايه‌گذاري کرد. و جواب داد و مرا از کسي که اسلام را نمي‌شناخت تبديل کرد به يک عاشق اسلام اين ريسک خيلي مهم بود و در واقع خيلي عبرت گرفتم.

الان اگر بخواهيد با نسلي که مخاطب شما هستند صحبت کنيد به آنها خواهيد گفت که ميراث داران شريعتي هستيد با زبان امروز؟
من با توجه به اينکه ذهن بسيار بازي داشتم و از هر چمن گلي مي‌چيدم بزرگترين دينم را به شريعتي دارم به لحاظ جذب شدن به اسلام ولي خيلي‌ها معلم من بودند نخستين شروع مطالعاتم با بورکهات بود که تازه مسلمان شده بود. متوجه شدم يک آدمي با اين انديشه بالا است. يک فرانسوي از يک خاندان مجسمه ساز مثل خودم که مجسمه ساز بودم بعد جذب شريعتي شدم بعد جذب مطهري و طالقاني شدم و نهايتا جذب امام خميني شدم در واقع مي‌خواهم بگويم که شايد هم کلکسيوني از انديشه‌ها را خيلي راحت در ذهنم جذب مي‌کردم در نتيجه ضمن آنکه بيشترين دين ايماني خودم را به دکتر شريعتي دارم هم به خاطر افکار بلندش و هم به خاطر ريسک سرمايه‌گذاري که روي من انجام داد و مي‌توانست نکند اينکار را برايم مثل روز روشن بود بارها متوجه شوک شريعتي در مواجهه با خودم شدم که خدايا چگونه ممکن است کسي که اينگونه بنويسد و از اسلام دفاع کند ولي نتوانسته هنوز، شمايل و کاراکتر اسلامي مورد نظري را که ما معتقديم داشته باشد همان و کاراکتري که شريعتي به آن معتقد بود. اين ريسک از نظر من بسيار مهم است و من با دانشجويان خودم اکنون اينگونه رفتار مي‌کنم و به آنها مي‌گويم که شما از نظر من پاکترين هستيد با هر شکل و قيافه‌اي که هستيد و آنها جذب مي‌شوند. چون جوان‌ها پاک، حقيقت‌طلب و عدالت‌جو هستند.
مي‌خواهم بگويم که شايد الان اين فرصت براي ديگران نباشد و آن کلکسيون فکري که در ذهن من وجود داشت و بعد نهايتا يک فکر مرا جذب کرد در واقع مي‌خواهم بگويم اين موج مهم است و در واقع آن يک موجي بود که زمينه‌هاي متضاد آنرا رژيم شاه ايجاد کرده بود به شدت مدرنيزاسيون غربزده ايجاد کرده بود و تمايلاتي که به سرکوب اسلامگرايان داشت تمام آنها يک موج بود که توانست مرا بسوي اسلامگرايي بکشاند. مثلا من اولين قلم زدن خودم را درنقد و بررسي در مجله خوشه احمد شاملو انجام دادم تا به مجله زينب در نشريه اطلاعات رسيدم و اين مسير طولاني است. آيا الان هم همين شرايط براي همه است؟ يعني مي‌خواهم بگويم که در واقع سخن من ممکن است قابل تطابق با شرايط فعلي نباشد و اين نکته مهمي است که آيا هر شرايطي مي‌تواند يک کلکسيون فکري را نهايتا به يک ايده‌آل آرماني و مثلا براي من اسلام بکشاند؟ بعد که روزنامه شاملو بسته شد اتفاقا همان موقع حسينيه ارشاد مرا جلب خودش کرد و ديدم که چقدر جالب است برايم يعني يکدفعه از آنجا به اينجا کشيده شدن خيلي جالب است البته احمد شاملو هم ملاحظات ايدئولوژيک نداشت با ما مثلا من يک مقاله بهش مي‌دادم و اگر مقاله خوب بود مي‌گفت خوبه دختر اگر بد بود مي‌گفت اين چيه نوشتي دختر برو بنداز کنار و خيلي اين اصطلاحات را داشت و بعد که آنجا بسته شد من باز هم جستجوگر بودم و اين هم يک نکته است يعني آب کم جو تشنگي آور به دست .چون تشنه بودم حسينيه ارشاد را پيدا کردم و تشنگي من را اسلام برطرف کرد.

الگو و اسطوره‌اي که همواره مدنظر شما بوده چه کسي بود؟
ببينيد من دهها شخصيت و انديشه‌هايشان را تجربه کرده بودم از مجسمه‌سازها که ايده‌آلم بود مثل خانم باربارا هپ‌وُرث و خانم کته کوربيس که نقاش و مجسمه‌ساز بودند و در عالم هنر مرا جلب مي‌کردند تا الگوهاي ديگر مانند بتهون و تا يک ملوان که خودم ميخواستم يک زماني ملوان بشم و روي درياها تا اينکه برسد به نويسنده‌ها مثل سيمين دانشور و پروين اعتصامي ولي آن الگويي که نهايتا مرا جلب کرد فاطمه فاطمه است و تمام زندگي من تحت تاثير اين سخن قرار گرفت چرا که شريعتي مي‌خواست بگويد که آن زني که ايده‌آل زن مسلمان است منتصبش نکنيد به اينکه از کدام خاندان است و اين خود يک روش بود براي جذب به اسلام. دکتر شريعتي گفت فاطمه، ‌مي‌خواهم بگويم دختر پيامبر (ص) است. مي‌خواهم بگويم همسر علي (ع) است. مي‌خواهم بگويم مادر حسين (ع) است. مي‌خواهم بگويم مادر زينب(س) است ولي نه. باز مي‌بينم فاطمه فاطمه است و در واقع شوکي که به من بيش از هر چيز وارد شد در انديشه اسلامي همين جمله بود. البته بحث‌هاي مبارزاتي خيلي مرا جذب مي‌کرد ولي از وقتي که حضرت زهرا(س) را شناختم نام خود را عوض کردم و خودم نامم را زهرا گذاشتم و رهنورد را بعنوان راهي که وي رفت انتخاب کردم جالب است که کتاب‌هاي من به نام زهرا رهنورد منتشر مي‌شد و کتاب‌هايم را به خانواده‌ام مي‌دادم و مادرم مي‌گفت که اين زهرا رهنورد جوان است ، يا پير ولي خيلي قشنگ به قرآن نگاه مي‌کند کتاب‌هايش را بخوان، خب خانواده من نمي‌دانستند که اين نام خودم است و به خودم توصيه مي‌کردند کتاب‌هايم را بخوانم. 

خانم دکتر شما همراهي با نخست‌وزير سال‌هاي جنگ را 8 سال تجربه کرديد در آن دوران پر کشاکش سال‌هاي دهه 60 يا آن افول و صعود و سقوط ايدئولوژي‌ها و افکار و محيط وحشتناک ترور و خشونت و اينها و بعدش دوران حضور و تسلط حضرت امام را و بعدش دوره‌اي که به بحث‌هاي قلمي و دانشگاهي پرداختيد و دوباره بازگشتيد به هنر و اگر آقاي مهندس موسوي راي بياورند شما همسر رييس‌جمهور ايران خواهيد بود مستقل از اينکه شما در نقش همسر رييس جمهور گمان مي‌کنيد براي همسر رييس جمهور ايران چه برنامه‌اي داريد فکر مي‌کنيد گفتمان‌ها تغيير کرده؟ نياز امروز چيست و اگر بخواهيد بعنوان همسر رييس جمهور سخني بگوييد درباره اينکه زهرا رهنور همسر نخست‌وزير اکنون بعنوان همسر رييس‌جمهور چه تغييراتي داشته است چه مي‌گوييد؟
امروز گفتمان تغيير در وضع موجود براي وصول به آرمان‌هاي بلند انقلاب اما از ديدگاه تاريخي که در آن حضور داريم مسئله‌هاست. ببينيد من در 8 سال جنگ حضور فعال داشتم و در تمام صحنه ها از جبهه رفتن براي تبليغات تا حضور در صحنه‌هاي فرهنگي و اجتماعي و در کنارش صحنه‌هاي علمي که شالوده بسياري از کتاب‌هاي علمي من از همان مقطع ريخته شد و پس از جنگ فعاليت خود را فرهنگي و دانشگاهي معطوف کردم تجربه وسيعي اندوختم تا اينکه شرايط فعلي پيش آمد و بعنوان کليدي براي کسي که مسئوليت دارد در هر دوره تغيير حرفش را بزند و زمان آقاي خاتمي هم حرف‌هايم را در حمايت از ايشان زدم در دوره جديد کليد به آن ترتيب زده شد ولي پس از آن ديدم يکدفعه تقاضا و مطالبات از من زياد شد براي تداوم کليدي که زدم با عنوان زنان، رفع تبعيض و حمايت از زنان در دوره رياست جمهوري دهم به دليل روابطي که با جامعه زنان دارم ديدم که اندوخته‌اي دارم که فرصتي است که اندوخته اطلاعات نسبت به وضعيت زنان و اندوخته مطالبات زنان، در مطالعات فمينيستي و طرفدار حقوق زنان هم سه سوال وجود دارد که از زنان چه مي‌دانيم؟ چرا وضع زنان چنين است؟ و زنان چگونه سعادتمند خواهند شد؟ اين سه سوالي است که من دائم يا مقاله داشتم راجع به اين قضيه و هم اينکه الان شرايطي است که مطالبات را مطرح کنم در نتيجه کشيده شدم و تعاملي بين خواست من و خواست زنان در حمايت از موسوي وجود داشته که من از وي حمايت کنم و شما مي‌توانيد اقدامات مرا هم‌رزمانه و هم فکري تلقي کنيد از طرفي مي‌دانم خانم‌ها به افکار من درباره حقوق زن احترام مي‌گذارند و افکار من براي جوانان جالب است چون به آزادي‌هاي قلم و بيان و انديشه مربوط است که خواست همه ماست.

آيا بعنوان يک زن روشنفکر و عضوي از مردم به مهندس موسوي راي مي‌دهيد؟
اگر به مطالبات ما زنان خوب پاسخ دهد بله و مشروط است.

آيا به خودشان هم گفتيد؟
از من نپرسيده است و به دليل احترامي که به راي من قائل است هرگز نمي‌پرسد چون اين خط قرمز ما است در واقع من هم اين اجازه را به کسي نداده‌ام و به ايشان هم نمي‌دهم چون خط قرمز ما اين است که چکار مي‌کني و چرا اين کار را انجام مي‌دهي؟ هرگز چنين چيزي نداشته‌ايم.
مصاحبه‌اي از شما خواندم مبني بر اينکه گفته بوديد من پيش از انقلاب رهنورد بودم اما موسوي موسوي امروز نبود.
خير، من هميشه گفته‌ام من زهرا رهنورد بودم در حاليکه موسوي موسوي نبود و حضور من در ذهن‌ها بيشتر ثبت شده بودم من آدم مشهورتري بودم و وقتي به آمريکا رفتم توسط دانشجويان 10 جلد از کتاب‌هايم چاپ شده بودم چون من فعاليتم قلمي بود و قلم در واقع انسان را حک مي‌کند ولي موسوي فعاليت‌اش بيشتر عملي بود و حضور من عمدتا حضور مکتوب بود که البته چيزي را نفي نمي‌کند ولي تثبيت شديدتري دارد. به هر حال من اکنون شهرت و سوابق خودم را به خاطر انقلاب اسلامي، مصرف حمايت از موسوي مي‌کنم تا خدا چه خواهد «افوض امري الي الله» اميدوارم مردم ما سرفراز و مرفه باشند.

اگر فردا آقاي موسوي رييس جمهور شدند و انتقاداتي از سوي جامعه زنان به ايبشان شد آيا با جامعه زنان همراهي مي‌کنيد يا از مهندس موسوي؟
مسلم است که از جامعه زنان حمايت مي‌کنم. مگر اين که منطقي نباشد، هميشه سعادت و کرامت انسان مد نظر من بوده است.

آنوقت در خانه چه مي‌کنيد؟
ببينيد مطالبات جامعه زنان تاکنون بسيار درست و عقلاني بوده و هرچه بوده حقشان بوده موسوي هم کاملا به اين حقوق معتقد است و نمونه آن خود من هستم که سال دوم دانشگاه با ايشان ازدواج کردم و داراي دو فوق ليسانس و دکترا هستم و اگر همراهي وي نبود قطعا نمي‌توانستم. خرج مرا هم داد و دانشگاه تهران آنزمان پول مي‌گرفت وقتي فارغ‌التحصيل شدم به دانشگاه بدهکار بودم و معلم ساده بودم و موسوي در تمام اين شرايط از من حمايت کرد و اينها همه مطالبات زنان است ولي اگر ايشان به مطالبات زنان بي‌اعتنايي کند که بعيد مي‌دانم چنين کاري کند من قطعا آن مطالبات را پيگير ي مي‌کنم و از اختلاف در خانه يا جامعه هم هيچ ابايي ندارم و اصولا آدم محافظه‌کاري نيستم.

شما در يکي از سخنراني‌ها گفته‌ايد که به کنوانسيون رفع تبعيض از زنان مي‌پيونديم
اين نظر خودم است که مي‌گويم و کاملا به آن معتقدم. اين موضوع در مجلس ششم هم تصويب شد. اما من اين الحاق را با حق تحفظ و احترام به موازين اسلامي و ملي مطرح کرده‌ام.

و در جريانيد که خيلي مخالفت هم شد آيا اين موضوع را بعنوان يک وعده انتخاباتي مطرح مي‌کنيد يا مطالبه زنان؟
اين مطالبه زنان است . در کنوانسيون، نکات بسيار مهم است از جمله موضوع رفع خشونت و تبعيض و معتقدم که در کنوانسيون چند موضوع وجود دارد که با حق تحفظ مي‌توان موضوع را حل کرد و کشورهاي اروپايي هم حق تحفظ خود را حفظ کرده‌اند. در واقع کنوانسيون قاعده عمومي است که با بومي‌گرايي مي‌توان آنرا محلي کرد و من مي‌گويم تمام قوانين خوب در جهان در اسلام وجود دارد و مهم اينست که چه خوانشي از اسلام د اشته باشيد و برخي اصول کنوانسيون نيز با حق تحفظ حل مي‌شود و دليلي ندارد که ما هزينه‌هاي سنگيني در عرصه بين‌المللي بپردازيم بدليل نپيوستن به اين کنوانسيون‌ها سه کنوانسيون منع شکنجه، تجارت جهان و کنوانسيون حقوق زنان است که ما به آن نپيوسته‌ايم و به اين خاطر هزينه‌هاي بين‌المللي مي‌پردازيم. من اين پيوستن را به خاطر خودمان مي‌گويم نه براي اينکه بيگانگان از ما راضي باشند، خير، هرگز.

اگر در دولت مهندس موسوي به شما پستي پيشنهاد شود ، مي‌پذيريد؟
خير، من سوابق طولاني علمي و مبارزاتي و هنري دارم که بدون رئيس‌جمهوري‌ها شروع کرده‌ام و بدون آنها هم ادامه مي‌دهم، اين يک راه است که به آن ايمان دارم، دليلي نمي‌بينم زير بليت کسي يا دستگاهي بروم در ضمن ترجيح مي‌دهم هميشه يک شخصيت مدني باشم تا يک شخصيت دولتي و حکومتي و فکر مي‌کنم که با شخصيت مدني تاثير بيشتري در پيشبرد امور و پيگيري آرمان‌ها خواهم داشت.

فرض کنيد در آخرين ساعاتي است که به زمان ساعت 8 صبح روز 22 خرداد نزديک مي‌شويم اگر يکنفر از نسل سوم و نسلي که الان مخاطب شما هستند بخواهند راي بدهند آخرين جملاتي که به او خواهيد گفت ، چيست؟
من به او مي‌گويم اگر آرمان‌ بلندي داري به موسوي راي دهيد!
|+| نوشته شده توسط در دوشنبه چهارم خرداد 1388  |
 
«سبز» در قرعه‌کشی صداوسیما هم رنگ برنامه‌های تبلیغی مهندس موسوی شد

جدول برنامه‌های تبلیغی و مناظره‌یی مهندس موسوی در صداوسیما

قلم - مراسم قرعه‌کشی برنامه‌های مناظره و تبلیغات نامزدها در ابتدا با قرعه‌کشی رنگ‌های سبز، آبی، زرد و قرمز برای 4 کاندیدای ریاست‌جمهوری برگزار شد.

به گزارش قلم‌نیوز، عصر روز چهارشنبه مراسم قرعه‌کشی برنامه‌های مناظره و تبلیغات نامزدها هم ‌زمان با اعلام رسمی اسامی نامزدها از سوی وزارت کشور انجام شد و در این مراسم قرار بر این شد که چهار رنگ زرد، سبز، آبی و قرمز قرعه‌کشی شوند تا هر کدام به عنوان رنگ یکی از کاندیداها در جدول برنامه‌ها گذاشته شود.

در این قرعه‌کشی، رنگ نماینده دکتر محمود احمدی‌نژاد(مهدی کلهر)، «قرمز» شد.

رنگ «زرد» مربوط به برنامه‌های تبلیغاتی حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی کروبی انتخاب شد که از سوی مرتضی الویری، از گردونه قرعه‌کشی به بیرون کشیده شد.

رنگ آبی نیز به عنوان تعیین کننده برنامه تبلیغاتی دکتر محسن رضایی تعیین شد که شهرام گیل‌آبادی به عنوان نماینده این نامزد در صداوسیما حاضر بود.

از سوی مهندس موسوی، بیژن زنگنه به همراه احمد پورنجاتی حضور داشت که رنگ «سبز» را از گردونه قرعه کشی بیرون کشید.

نکته جالب این بود که رنگ سبز به عنوان نماد حامیان موسوی شناخته می‌شود و در این قرعه‌کشی نیز رنگ سبز به عنوان رنگ برنامه‌های تبلیغاتی مهندس موسوی تعیین شد.

بنا بر قرعه‌کشی انجام شده، برنامه‌های مناظره‌ها و تبلیغات مهندس میرحسین موسوی به این شرح اعلام شد:

مناظره موسوی با دیگر کاندیداها:

مناظره موسوی با احمدی‌نژاد  13 خرداد 88

مناظره موسوی با رضایی   14 خرداد 88

مناظره موسوی با کروبی  17 خرداد 88

این مناظره‌ها در 90 دقیقه از شبکه 3 سیمای جمهوری اسلامی ایران در ساعت 22:30 تا 24 روزهای اعلام شده پخش خواهد شد.

جدول پخش برنامه‌های تبلیغاتی موسوی:

اولین برنامه تبلیغی مهندس موسوی در روز جمعه اول خرداد 88 از شبکه یک سیما از ساعت 21:45 تا 22:15 پخش خواهد شد.

9 خرداد، فیلم مستند تهیه شده در 30 دقیقه، شبکه یک سیما از ساعت 21:45 تا 22:15

18 خرداد، دومین فیلم مستند در 30 دقیقه، شبکه یک سیما از ساعت 21:45 تا 22:15  

همچنین آخرین روز گفت‌وگوی ویژه خبری از شبکه دوم سیما به مدت 45 دقیقه در روز 19 خرداد 88 به مصاحبه با مهندس موسوی اختصاص دارد.

شبکه 4 نیز در روز 12 خرداد برنامه‌ای 60 دقیقه‌ای با موضوع پاسخ به کارشناسان را از ساعت 18:30 تا 19:30 روی آنتن می‌برد.

شبکه خبر، 15 خرداد برنامه‌ای در قالب گفت‌وگو با مهندس موسوی از ساعت 19:30 تا 20 پخش خواهد کرد.

شبکه جام جم نیز برای ایرانیان خارج از کشور دو برنامه برای هر کاندیدا در نظر گرفته که روز 4 خرداد برنامه 60 دقیقه‌یی مهندس موسوی و روز 16 خرداد برنامه مستند تهیه شده پخش خواهد شد.

برنامه‌های رادیویی مهندس موسوی:

شبکه سراسری صدا (رادیو ایران):

*دوشنبه 4 خرداد، مستقیم با مخاطبان، 17 تا 17:45

تکرار 8:30 تا 9: 15 سه‌شنبه 5 خرداد

* 19 خرداد، بحث تخصصی، 17 تا 17:45

تکرار 20 خرداد همان ساعت

 رادیو جوان:

*16 خرداد، بحث تخصصی، 16:15 تا 17

تکرار 17 خرداد، 19:15 تا 20

رادیو ورزش:

*7 خرداد، 15:30 تا 16:15

تکرار 8 خرداد 9:15 تا 10

رادیو معارف:

8 خرداد، 17:45 تا 18:30

تکرار 9 خرداد 11 تا 11:45

رادیو گفت‌وگو:

*17 خرداد، 19:45 تا 20:30

تکرار از رادیو فرهنگ، 18 خرداد 10 تا 10:45  

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط در دوشنبه چهارم خرداد 1388  |
 
شکوه استقبال در تبریز

فرودگاه تبریز پیش از ورود موسوی مملو از جمعیت شده است

قلم - موج سبز در آخرین ماه بهار، تبریز را هم فرا گرفت و تا ساعاتی دیگر میرحسین موسوی با جمعی از همراهان به فرودگاه تبریز وارد می‌شود.

به گزارش خبرنگار اعزامی قلم‌نیوز، پیش از حضور میرحسین موسوی در تبریز، جمعیت زیادی از هواداران او از شهرهای تبریز، خامنه، شبستر و دیگر شهرهای اطراف  در محوطه بیرونی فرودگاه در حالی که سبزپوش شده‌اند به انتظار ورود میرحسین ایستاده‌اند.

شهر تبریز برای ورود میرحسین موسوی با تبلیغاتی به نشانه دیدارهای سبز او با مردم که بعدازظهر امروز در استادیوم تختی تبریز برگزار می‌شود، خود را آماده کرده است.

در میان جمعیت استقبال‌کننده که هر لحظه به تعداد آنها اضافه می‌شود، جمعی از روحانی‌های تبریز در حالی‌که شال‌های سبز به گردن دارند، مشاهده می‌شوند؛ همچنین نماینده مردم تبریز در مجلس جبارزاده نیز در میان حامیان موسوی در فرودگاه تبریز حضور دارد.

مردم در حالی‌که تصاویر سیاه و سفید و رنگی از میرحسین موسوی به دست دارند، منتظر ورود او هستند و شعارهایی چون «درود بر خاتمی سلام بر موسوی»، «موسوی، موسوی حمایتت می‌کنیم»، «موسوی قهرمان امیرکبیر ایران» را تکرار می‌کنند.

مردم تبریز همچنین شعارهایی را به زبان آذری می‌دهند:

«آذریئخ، یاتماریخ، موسوی تک گوئیماریخ» (آذری هستیم نمی‌خوابیم، موسوی را تنها نمی‌گذاریم)، «حسینی دی نفسی سیندیراجاخ قفسی» (نفسش حسینی است و می‌شکند این قفس را) و «آذربایجان بیرکلام موسوی دیروالسلام» (حرف آذربایجان یک کلمه است، موسوی والسلام).

در میان پرچم‌های سبز رنگی که مردم به دست داشتند شعارهایی چون «امید، عدالت، صداقت»، «یک حسین تا میرحسین»، «یا فاطمه الزهرا(س)» مشاهده می‌شود.

جمعیت حاضر در فرودگاه تبریز با سرودن یکصدای شعر یار دبستانی خود را برای استقبالی پرشور از میرحسین موسوی آماده می‌کنند.

گروهی از جوانان تبریزی که گفته می‌شود از ستاد جوانان حامی میرحسین موسوی هستند با شعارهایی چون «موسوی، موسوی حمایتت می‌کنیم» به جمع حاضر پیوسته‌اند که با نشاط خود فضای پرشوری را در فرودگاه ایجاد کرده‌اند.

مردم تبریز همچنین در پارچه نوشته‌هایی با زبان آذری به میرحسین موسوی خوش آمد گفته‌اند. روی این پارچه‌ها نوشته است: «آذربایجانا گون گلیب گوللر آچیپ شان گلیب» (به آذربایجان خورشید تابیده همه جا پر از گل شده و شان آمده است)، «موسوی، موسوی یوردووا خوش گلمیسن» (موسوی، موسوی به سرزمین خود خوش آمدی).

همچنین جمعیتی به نمایندگی از خانواده شهدای تبریز پارچه نوشته‌هایی را به همراه خود آورده‌اند که روی آن نوشته شده است «استاد میرحسین رای خانواده‌های شهدای ایران».

در میان حامیان موسوی، برخی از اقوام او حضور دارند که بسیار مورد توجه خبرنگاران خارجی و مردم حاضر قرار گرفته‌اند. یکی از اعضای شورای شهر خامنه درباره این حضور پرشور گفت: جمعیت خامنه کم است ولی برای استقبال از مهندس موسوی بسیاری اعلام آمادگی کرده‌اند که حضور پر شور آنها را امروز بعدازظهر در استادیوم تختی مشاهده خواهید کرد.

وی ادامه داد: مهندس نه برای خامنه بلکه برای ایران است.

مردم خامنه نیز در حالی‌که کاغذ‌های سبز رنگی با نوشته‌هایی چون «خامنه چشم به راه است» و «حامیان سبز موسوی خامنه» به استقبال او آمده‌اند.

هواداران میرحسین درحالی‌که دسته گل‌هایی را به دست دارند، با بیان شعارهایی چون «موسوی، موسوی حمایتت می‌کنیم» به استقبال او آمده‌اند.

مردم حاضر با شیرینی از یکدیگر پذیرایی می‌کنند و منتظر ورود مهندس موسوی هستند.  

 

|+| نوشته شده توسط در دوشنبه چهارم خرداد 1388  |
 

کنفرانس خبری رئیس جمهور

قلم - رئیس جمهور بدون اشاره به این که ایران دارای سومین نرخ بالا ی تورم در جهان است می گوید تورم جهانی باعث افزایش تورم در ایران شده و البته بخشی از تورم را هم به سهمیه بندی بنزین مرتبط می دانند.

به گزارش قلم نیوز، «کنفرانس خبری رئیس جمهور و چند پرسش » عنوان یادداشت روز روزنامه مردم سالاریست که در آن آمده است:

"اشکال نشست های خبری رئیس جمهور و سایر دولتمردان این است که امکان چالش در آن وجود ندارد. خبرنگاری، پرسشی مطرح می کند و رئیس جمهور هر گونه که صلا ح بداند به آن پاسخ می دهد و اگر آن پاسخ، قانع کننده هم نباشد، فرصتی برای پرسش مجدد وجود ندارد. شاید به همین دلیل است که آقای احمدی نژاد ترجیح می دهد به جای حضور در گفت وگوهای اختصاصی با روزنامه ها، در نشست های خبری سخن بگوید یا صرفا با خبرنگاران صدا و سیما گفت و گو کند. نشست خبری اخیر آقای احمدی نژاد نیز فارغ از این ایراد نبود. به هر حال نکاتی را در مورد این جلسه خبری ذکر می کنم:
1-خبرنگاری در مورد شعار کابینه 70 میلیونی و انتقاد اصولگرایان از احمدی نژاد در مورد عدم استفاده از این ظرفیت سوال کرد و احمدی نژاد گفت: ما تعهدمان به 70 میلیون ملت ایران بوده و نه حزب، گروه یا دسته ای. طبیعتا آقای احمدی نژاد می دانند که در دور اول انتخابات ریاست جمهوری نهم، تنها حدود 6 میلیون رای کسب کرده بودند و آرای کاندیداهای دیگری همچون کروبی هم چندان تفاوت معنا داری با احمدی نژاد نداشت و هاشمی هم آرایی بالا تر از رئیس جمهور فعلی کسب کرده بود. در دور دوم انتخابات هم آرای احمدی نژاد تنها 17 میلیون بود و هاشمی رفسنجانی 10 میلیون رای کسب کرد و بیش از 10 میلیون نفر از واجدان شرایط شرکت در انتخابات هم پای صندوق ها حاضر نشده بودند.

پس کابینه 70 میلیونی، تنها سهم حامیان احمدی نژاد نبود. آقای احمدی نژاد به گونه ای در مورد تعهد به 70 میلیون ملت ایران سخن می گوید که گویی همگی آنها به ایشان رای داده اند; در حالی که پرسش اصلی این است که چرا حتی اصولگرایان حامی احمدی نژاد هم- از خوش چهره و افروغ گرفته تا پدر داماد ایشان- پس از مدت کوتاهی به انتقاد از کابینه هفتاد میلیونی پرداختند؟ آیا در این کابینه 70 میلیونی، رقبا که هیچ، همفکران سابق هم جایگاهی نداشتند؟

2-دلایل رئیس جمهور برای توجیه مطلوب بودن وضعیت اقتصادی کشور هم در نوع خود جالب توجه است. ایشان بدون اشاره به این که ایران دارای سومین نرخ بالا ی تورم در جهان است می گوید تورم جهانی باعث افزایش تورم در ایران شده و البته بخشی از تورم را هم به سهمیه بندی بنزین مرتبط می دانند. اما نمی  گویند چرا قبل از آغاز بحران مالی جهان روند صعودی نرخ تورم در ایران در زمان دولت نهم آغاز شد؟

حال، بگذریم از این که برخی دولتمردان از تاثیرات کم بحران اقتصادی جهان بر ایران سخن می گویند اما وقتی پای موضوع تورم به میان میآید، افزایش نرخ تورم را به بحران جهانی ارتباط می دهند.

3-آقای احمدی نژاد گفتند که دولت نهم، باکمترین هزینه بلکه هزینه نزدیک به صفر، اهداف بلند سیاست خارجی خود را محقق کرد. در این زمینه فکر نمی کنم نیازی به تفسیر و توجیه باشد چرا که وضعیت ایران در عرصه بین الملل، اظهر من الشمس است. اگر صدور سه قطعنامه شورای امنیت در زمان دولت نهم برضد جمهوری اسلا می ایران، افزایش ادعاهای ارضی کشور های حاشیه خلیج فارس به ویژه امارات، تنگ تر شدن حلقه تحریم های- البته ناعادلا نه- اقتصادی بر ضد کشور، باز داشت دیپلمات های ایرانی در کشورهای همسایه از جمله عراق و پاکستان برای ماه ها و ... هزینه نیست، پس هزینه چیست؟ اصلا  مختصات یک دیپلماسی موفق از دیدگاه رئیس جمهور محترم کدام است؟

4- آقای احمدی نژاد در پاسخ به پرسشی در مورد تشکیل نشدن جلسات شورای پول و اعتبار می گویند: دلیل این مساله قانون است. اما نمی گوید که مجمع تشخیص مصلحت نظام رای به احیای شوراهای منحل شده توسط دولت داده و همچنان این شوراها تشکیل نمی شود. پس جایگاه مجمع تشخیص مصلحت نظام کجاست؟

5- رئیس جمهور محترم در پاسخ به پرسشی در مورد برنامه های صدا و سیما درباره کاندیداها گفت: دوستان در صدا و سیما گفتند باید فعالیت های روزانه دولت را کمرنگ منتشر کنیم و من هم گفتم اشکالی ندارد. منظور آقای احمدی نژاد از انعکاس کمرنگ فعالیت های دولت چیست؟ آیا پخش برنامه های تبلیغاتی از سفرهای رئیس جمهور و انعکاس برنامه هایی ویژه در مورد مقایسه  دولت نهم با دولت های قبلی و پخش گفت وگوهای گزینشی به معنای انعکاس کمرنگ فعالیت های  دولت است؟ آیا این انعکاس کمرنگ یعنی فعالیت های تبلیغی آقای احمدی نژاد به بهترین نحو با پوشش تصویری وسیع از هواداران پخش شود و از برنامه های پرشور سایر کاندیداها، تنها نمایی بسته از سخنران ارائه گردد؟

6- اما یکی از نکات  جالب اظهارات آقای احمدی نژاد، بخشی بود که در مورد مافیای نفت صحبت کردند و گفتند که ما راه های دست اندازی به این ثروت را قطع کردیم و قطع خواهیم کرد. رئیس جمهور در این زمینه گفت در روز آخر تبلیغات به مردم خواهم گفت که اگر مرا انتخاب کنند در مورد کسانی که در  درون سیستم حضور دارند و علیه آنها کار می کنند توضیحاتی ارائه خواهم کرد. پرسش من این است که چرا روز آخر تبلیغات؟ تازه آن هم در صورتی که مردم اورا انتخاب کنند؟ اگر قرار بر ارائه توضیحات بود، چرا طی این چهار سال ارائه نشد؟ آیا این امکان وجود  ندارد که باز هم دوستان شفیق رئیس جمهور از او بخواهند که اسامی را از جیبش خارج نکند؟ وقتی این کار در این چهار سال اول انجام نشده، چه تضمینی برای اجرای  آن در چهار سال دوم است؟

7- آقای احمدی نژاد در پاسخ به پرسشی در مورد توقیف روزنامه یاس نو گفته اند من شخصا مخالف توقیف روزنامه ها هستم و بعد هم بلا فاصله اضافه کرده اند در دولت قبل بیشترین توقیف اتفاق افتاد. قطعا رئیس جمهور محترم که به گفته خودشان سابقه شکایت از روزنامه سلام در دوران پیش از ریاست جمهوری را هم در کارنامه خود دارند به یاد می آورند که در دولت قبل، قوه قضائیه، روزنامه ها را توقیف می کرد و در زمان دولت فعلی، وزارت ارشاد که زیرمجموعه دولت است. پس این پرسش هم بی پاسخ می ماند و به این نکته ختم می شود که ایران آزادترین کشور است.

اما  ای کاش در همین حد باقی می ماند. چرا که رئیس جمهور پس از آنکه ایران را آزادترین کشور توصیف کرد گفت که کشیدن کاریکاتور او در روزنامه جرم است که ما دنبال نکردیم. پرسش این است که براساس کدام ماده قانونی، ترسیم کاریکاتور رئیس جمهور جرم است؟ در حالی که هیچ قانونی دراین زمینه وجود ندارد و طی سال های پس از پیروزی انقلاب اسلا می نیز، روحانی بودن روسای جمهور و حرمت لباس روحانیت نزد مردم مسلمان ایران موجب شد که هیچ گاه موضوع ترسیم کاریکاتور روسای جمهور مطرح نشود. از آن گذشته، مگر وزیر فرهنگ و ارشاد اسلا می دولت نهم، به صراحت اعلام نکرد که ترسیم کاریکاتور رئیس جمهور ایرادی ندارد؟ پس کدام را باور کنیم؟

البته در مورد نشست خبری آقای احمدی نژاد، مطالب بیشتری قابل ذکر است اما به همین حد بسنده می کنیم و امیدواریم این پرسش ها، حمل بر سیاه نمایی نشود. چرا که یک روزنامه نگار در کشوری که رئیس جمهورش آن را آزادترین کشور می داند حق دارد ابهامات خود را مطرح کند تا اگر هم اشتباهی در محاسباتش وجود داشت، متوجه شده و آن را اصلا ح کند."

|+| نوشته شده توسط در دوشنبه چهارم خرداد 1388  |
 
گزارش تصویری از سفر مهندس

میر حسین موسوی به یاسوج

عکس ها: هاشم زندی لک، سجاد جمشیدیان

|+| نوشته شده توسط در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388  |
 
|+| نوشته شده توسط در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388  |
 
|+| نوشته شده توسط در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388  |
 
 
بالا